دنیای کدهای جاوا اسکریپت JavaScript Codes JavaScript Codes ·▪••● حرف دل ●••▪·
·▪••● حرف دل ●••▪·



●••▪· چت من با خدا ●••▪·
راستش یه چند مدتی بود که شیطون آی دی دلم رو هک کرده بود و از طرف من هر چی که دلش می خواست به خدا می گفت و من نگران بودم که همه این حرفا که واقعا حرف دل من نیست ، آیا به پای من ریخته می شه؟

ویه روز به خودم اومدم و دیدم که با آیدی دل من اونقدر چرند وپرند به خدا گفته شده که غم دلمو گرفت و حس کردم که یه چیز رو دلم داره سنگینی می کنه و آخر هم آنقدر اون بار سنگین بود که دلم شکست

زار زار گریه کردم و به دنبال کمک رفتم

اول از دلم پرسیدم و اون گفت که از اونجائی که شیطون یه نوع ویروسه و از طرف دیگه چون هکت هم کرده باید دنبال یه برنامه ضد ویروس و ضد هک بری که ضمنا خیلی هم قوی باشه و همیشه هم به روز باشه و باز ازش پرسیدم که از کی باید بگیرم

و باز گفت خودت بهتر می دونی که باید اینو از نمایندگیهای مجاز بگیری تا بهت قلابیش رو ندن

و به همین خاطر اول از همه رفتم پیش اونائی که با خدا دوست تر بودند

با محمد که یکی از دوستای خوب خدا بود صحبت کردم و اون یه ضد ویروس قوی به نام اسلام بهم داد و گفت اگه دقیقا همه مطالبش رو بفهمی هیچ وقت دیگه هک نمی شی .چون اینی که بهت میدم بعضی جاهاش نیاز به درک بالائی داره و من ازش گرفتم و خدا حافظی کردم

اما چند تا مشکل داشتم اول اینکه من طرز استفاده بهینه و صحیح از اون برنامه رو نمی دونستم وباز پیشش رفتم و گفتم محمد آقا من که طرز استفاده بهینه از این برنامه زندگی رو نمی دونم ! یه دفترچه راهنما نداری بدی؟ و اون قران رو بهم داد و من باز ازش تشکر کردم و اومدم خونه

ولی یه کم که فکر کردم فهمیدم که من هنوز بعضی از زوایای پنهان خود دفترچه راهنما به خاطر اینکه خیلی سطح بالا نوشته شده بود رو نمی فهممیدم حالا خود اسلام بماند

و راستش ترسیدم تا به علت عدم اشنائی با اون یه دفعه باز هم هک شم

مثل خیلی از آدمای امروزی که هم برنامه زندگی رو دارند و هم دفتر چه راهنما رو ولی باز هر روز روزی 600 بار هک می شن

تازه بعضیاشون هم که ادعای خیلی بالائی دارن و می گن که ما خیلی از این برنامه حالیمونه و فولیمش و در ظاهر هم قیافه همشون داد می زنه که این کاره اند

چون مهندسای این نوع برنامه خیال می کنند که ریش گذاشتن نشانه اینه که خیلی به این برنامه عمل می کنند

اما زهی خیال باطل .چون حتی با اینکه هم برنامه رو داشتند و هم دفتر چه راهنما ولی من خودم با چشم دلم می دیدم که نه تنها هک شدن که هیچ

تازه بعضیاشون هم رفتند و آی دی شیطون رو هک کردند و بقیه مردم رو ویروسی می کنند

و شیطون بد بخت هم از سر بی ای دیی به ناچار میاد آیدی ما رو هک می کنه

به همین خاطر برای اطمینان بیشتر رفتم پیش یکی دیگه از دوستای خوب خدا که افتخار من اینه که اون هموطنمه به همین خاطر خیلی خیلی باهاش راحت بودم

و از اون هم برنامه خواستم و اون فقط یه جمله بهم گفت که خلاصه تمام خوبیها توش جمع شده بود و گفتش



ادامه شو در کجا ، بقیه اش اینجاست .... بخون .....



اگه رفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک داشته باشی هیچ وقت هک نمیشی

و اون هم یه دفتر چه راهنمای مقدس با نام اوستا به من داد و من ازش سپاسگذاری کردم واومدم

اما باز ترسیدم و یه دفعه یه فکری کردم و با خودم گفتم اصلا من از همه دوستای خوب خدا یه برنامه می گیرم به همراه یه دفتر چه راهنما

و آخر سر همه رو با هم ترکیب می کنم و چنان برنامه ای می شه که هیچ کس نتونه هکش کنه

و همین کارو هم کردم و چنان ضد هکری ساختم که نگو

اما خدا کنه یادم باشه تا همیشه به روزش کنم

خلاصه آخر موفق شدم تا آیدِی دلم رو که تنها راه ارتباط با خدا بود پس بگیرم

و حالا مونده بود تا یه اینتر نت بگیرم

و این دفعه چون می خواستم هیچ رابط و سیمی بین من و خدا نباشه به همین خاطر رفتم یه اینترنت ماهواره ای پر سرعت گرفتم

آی دی خدا رو که قبلا دیلیت شده بود رو باز اد کردم و حرف دلم رو از طریق چت به خدا گفتم

اما چون هنوز ناخالصی تو حرفای دلم با خدا وجود داشت خدا یونیکد حرفای دلم رو پشتیبانی نمیکرد به همین خاطر با این فونت و این طوری با خدا حرف زدم

و این هم کل چت من با خداست








دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· درد دل گنجشک با خدا ●••▪·
روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: «می آید، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد.» و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: «با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.» گنجشك گفت: «لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ كجای دنیا را گرفته بود؟» و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند .
خدا گفت: «ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی.» گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: «و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.»
اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد!




شنبه 3 بهمن 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
باز هم با دنیایی از دل تنگی بسوی تو آمده ام ...
باز هم با دنیایی از دل تنگی بسوی تو آمده ام ...


چون مثل همیشه تنها همدم بی کسی هایم تو هستی ! باز به یاد تو آمده ام و مثل همیشه با تو میگویم این سکوت بیکران تنهاییم را ....


چقدر در این زندان بی رحم زندگی ، با سکوت مبهم ثانیه ها سر کردم ، به این امید که تو با من هستی .


با توام ... با تو که چشمهایت همیشه مرهمی بوده بر بی کسی ها و تنهایی ام ... من معجزه ی عشق را از نگاه تو میخوانم و بس ... ای که جز تو مرا امیدی نیست .


بی نیازم کن ....


مرا ببخش اگر ثانیه ای گذشت و من به یادت نبودم . تمام ارزوهایم همان است که نازنینم تنهایم نذار ... به تو محتاجم ..................


با تمام بی کسی هایم ...


با تمام خستگی هایم ...


در این سکوت سرد ...


با تمام دل تنگی هایم ...


با تمام وجودم و با اشکهایم که بر روی گونه هایم جاریست مینویسم ..........



یا اباالفضل علیه السلام*** دوستت دارم


تنهایم نذار





جمعه 4 دی 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· راز من ●••▪·

راز من

 

نمی دونم چی میشه که بعضی وقتا آدما تو زندگی حرفای دلشونو نمی تونن بزنن.

 رو تختم خوابیده بودم و ا زپنجره آسمونو نگاه می کردم!

کنار تختم نشست... لیوان آب رو داد دستم.

 با دستش وسط آسمونو نشون داد و گفت: می بینیش؟

گفتم چی؟

گفت: اون هواپیما رو میگم.

گفتم :آره می بینمش اما از ما خیلی دوره.

گفت: با دیدنش اولین چیزی که به خاطرت میاد چیه؟

دوباره مثل همیشه باید جوابش رو می دادم، ولی این بار می دونستم که برد با منه!

 چون جوابش رو داشتم!!!!!!

گفتم: یاد آور آدمایی که در حال سفرند، دارن دور و نزدیک میشن.

با تعجب گفت: هم دور و هم نزدیک ...؟

گفتم : آره، هم دور و هم نزدیک!!!...

دور از قلب هایی که دوستشون دارن و نزدیک به افق های جدید تری که پیش رو دارند، ته دلم راضی بود که این بار جوابش رو دادم، که بی مقدمه پرسید:

اگه من تو اون هواپیما بودم چی کار می کردی؟

خوشحالیم زیاد دووم نیاورد ، خودم رو جمع و جور کردم و گفتم:

........با دیدنش به یادت می افتادم ،خاطرت برام زنده می شد...

خاطرات با تو بودن یه بار دیگه از تو جاده ذهنم به آرامی عبور می کرد.

نمی دونم شاید منتظر همچین جوابی نبود.

گفت: بی انصافی نیست از یه یار همیشه همراه فقط یه خاطره ی مبهم باقی بمونه.

نگاهم کرد!!!

بلند شد، درحالی که می رفت زیر لب گفت: اگه تو می رفتی یه دل منتظر این جا بود،

که واسه برگشتنت لحظه شماری کنه......!

شاید این جوابی بود که من باید به سوالش می دادم اما....

کنارم نموند بگم که هیچ وقت تنها نمی مونه.......!!!





پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· گریه ●••▪·

یه زمانی خیلی سال پیش وقتی آدما ناراحت می شدن ، یه چیزی از گوشه ی چشمشون مثل یه قطره می چکید .... احساس قشنگی بود ، اما هیچکی اسمشو نمیدونست . بعد اون تموم عاشقان جمع شدن و اسم این قطره رو گذاشتن اشک و اسم این احساس رو گریه ....

گریه کن برای دردات . گریه کن برای خونه

 گریه کن برای این دل ، که نمی تونه بمونه

 گریه کن برای دردات ، گریه آواز ِ جنونه

 گریه کن ، اگه میتونی که تو دل غمی نمونه

اگه می شنوی صدامو یا که می بینی نگامو

 دل من تنهای تنهاست ، تو ندیدی گریه هامو

 گریه کن برای دردات ، گریه آواز ِ جنونه

 گریه کن برای این دل ، که نمی تونه بمونه

گریه کن برای رفتن ، گریه کن برای مردن

گریه کن برای قلبی که با چشمای تو سوختن

اگه می شنوی صدامو یا که می بینی نگامو

دل من تنهای تنهاست ، تو ندیدی گریه هامو

گریه کن برای دردات ، گریه آواز ِ جنونه

گریه کن برای این دل ، که نمی تونه بمونه

 

 

 

 





دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· عشق از نگاه ... ●••▪·

انانی موس : عشق مانند جنگ است، آسان شروع می شود و سخت پایان می پذیرد
-------------------------------------------------------------------------------

ویکتور هوگو : من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید بار دوم هم نگاه کرد
-----------------------------------------------------------------------------
پدرو کالدرون : اگه عشق دیوانگی نباشد، عشق نیست!!
-----------------------------------------------------------------------------

جرج آلن : اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که
ناگفته می‌مانند، می‌شکنند

----------------------------------------------------------------------------
الیور واندل هولمز : عشق شاه کلیدی است که درهای خوشبختی را باز می کند.





دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· من و شیطان ●••▪·

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز





دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· جای خالی ●••▪·

جای خالی

خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پر می شد از نجوا.تخته را که پاک می کرد ،بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود.یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده.»

و شلیک خنده کلاس را پر کرد.معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ کس پر نکرد...





دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· آدمک ●••▪·

آدمک آخر دنیاست بخند ******* آدمک مرگ همینجاست بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد ******* شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی ******* همینجا ته دنیاست بخند

آن خدایی را که بزرگش خواندی ******** به خدا مثل تو تنهاست بخند





دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
●••▪· تولدت مبارک نادیا ی عزیز ●••▪·

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس واسه تولد تو باید دنیا رو اورد ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد اینا یه یادگاری توی خاطره هاته ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد تولدت عزیزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون الهی که همیشه واسه تبریک امروز بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

 

 

نادیا جون تولدت مبارک





دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط دختر زمستان مدیریت | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:102)      1   2   3   4   5   6   7   ...  



پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
·▪••● عمومی ·▪••● (378)
·▪••● حرف من ·▪••● (153)
·▪••● درد و دل من ·▪••● (122)
·▪••● شعر های زیبا ·▪••● (98)
·▪••● متن های من ·▪••● (21)
·▪••● عاشورایی ·▪••● (46)
مرجان جوجو *** مدیریت
زنده یاد مهران * نامین
دختر زمستان مدیریت
روزبه * معاونت
●••▪· انحرافات در دین ●••▪·
●••▪·جمجمه رپ ●••▪·
●••▪· راه شب تورا می خواند ●••▪·
●••▪· دیگه نمی تونم ●••▪·
●••▪· پسر پرواز ●••▪·
●••▪· سلام موزیک! ●••▪·
●••▪· تاراج خزان ●••▪·
●••▪· ترنم حیات ●••▪·
●••▪· فانوس عشق ●••▪·
●••▪· قند عسل●••▪·
همه پیوندها
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
●••▪· چت من با خدا ●••▪·
●••▪· درد دل گنجشک با خدا ●••▪·
باز هم با دنیایی از دل تنگی بسوی تو آمده ام ...
●••▪· راز من ●••▪·
●••▪· گریه ●••▪·
●••▪· عشق از نگاه ... ●••▪·
●••▪· من و شیطان ●••▪·
●••▪· جای خالی ●••▪·
●••▪· آدمک ●••▪·
●••▪· تولدت مبارک نادیا ی عزیز ●••▪·
لیست آخرین مطالب
مونای عزیز
زندگی و هنر(همه ی زندگی را هنر فراگرفته)
زندگی کردن میتونه اسون باشه
جدایی
آغوش امن
●••▪ · علمی به بزرگی جهان ●••▪·
●••▪· عاشقان اندی ●••▪·
●••▪· خاطرات سپید من ... ●••▪·
●••▪· Soroush Metal●••▪·
●••▪· عشق فانتزی ●••▪·
...::عشق یعنی...؟!::...
●••▪· قلبـــــــــم شكسته نخ و سوزن داری؟ ●••▪·
●••▪·وقتی دلم می گیرد...●••▪·
●••▪· نیمه گم شده ام ●••▪·
●••▪· ســــــــولــــمــــاز ●••▪·
●••▪· پارسی جوان ●••▪·
●••▪· غزل شیطون بلا ●••▪·
●••▪· عاشقان و طرفداران داریوش ●••▪·
●••▪· مسافر غم ●••▪·
●••▪· یه جایی مثل بهشت ... ●••▪·
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
نظر شما در مورد وبلاگ ·▪••● حرف دل ●••▪· ·▪••● دختر زمستان ●••▪· ؟




بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :